این دو جوان یکی ایران و دیگری افغانستانی، هر دو متولد 1374 ، هر دو از جوانترین شهدای جنگ سوریه در حلب و هر دو نامشان سید مصطفی موسوی می باشند.

http://www.jahannews.com/images/docs/files/000488/nf00488068-1.jpg

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ آذر ۹۷ ، ۲۳:۲۳
نادر حقانی
 لب‌های امیر همیشه می‌خندید. از همان بچگی همین‌طور بود. گاهی که به رفتارش دقیق می‌شدم، متوجه می‌شدم چقدر با خواهر و برادرهایش فرق دارد. مهربانی و عاطفه امیر، طور خاصی بود. محبتش آن‌قدر خالصانه و بی‌دریغ بود که دل آدم را قرص می‌کرد. مودب بود. هیچ‌وقت نشد پرخاش کند. احترامش به من و حاجی که دیگر جای خود داشت.
 
لب‌های امیر همیشه می‌خندید 

سیزده سالش بود که بدون این که به او بگوییم، خودش نماز خواندن را شروع کرد. یک روز آمد سراغم و گفت: مامان، می‌شه یه جانماز به من بدی که فقط واسه خودم باشه. فقط خودم با اون نماز بخونم و بقیه به‌اش دست نزنن؟ امیر کمی وسواس داشت و به تمیزی وسایلی که استفاده می‌کرد حساس بود. مهر و جانمازش که دیگر جای خود داشت.

یک سجاده دادم به‌اش. ما این سجاده را فقط موقع نماز خواندن امیر به چشم می‌دیدیم. بعد از نماز می‌گذاشت داخل کشوی وسایلش. همه را هم مدیون کرده بود که به آن دست نزنیم. ما هم تحت هیچ شرایطی جرات دست زدن به مهر و جانماز امیر را نداشتیم.

ملافة بالش امیر را هر چهار یا پنج روز یک‌بار باید می‌شستم. پنج روزش می‌شد شش روز، یکی از پیراهن‌های تمیزش را می‌پیچید دور بالش و روی آن می‌خوابید. همیشه تمیز و اتو کرده بود. نه این که زیاد لباس بخرد، همان لباس‌هایش را به بهترین نحو استفاه می‌کرد...
*منبع: ماهنامه فکه 163

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آذر ۹۷ ، ۱۵:۵۳
نادر حقانی



شهدای مدافع حرمی که داعش آنها را ذبح کرد + عکس

یکشنبه 22 مرداد 1396 - 17:01

پیش از شهید محسن حججی، سردار «عبدالله اسکندری» و «رضا اسماعیلی» نیز از نخستین شهدای مدافع حرم بودند که تیزی تیغ جنگ تروریست‌های تکفیری داعش آن‌ها را همچون سالار شهیدان بی‌سر کرده است.

 

العالم - ایران

از زمان حضرت یحیی (ع) تا حسین بن علی (ع) در سال ۶۱ هجری یا جنایت‌های کومله و دموکرات و زخمی که منافقین و ضد انقلاب بر تن مدافعان میهن باقی گذاشته‌اند؛ «ذبح» انسان رازی سر به مهر باقی‌مانده است؛ رازی که با هر جنگ آلت قتلی در دست جلادان و دشمنانِ جبهه حق می‌شود. رازی که همچون تبر بر پیکر درختی تنومند زده می‌شود تا آن را بخشکاند اما غافل از اینکه هر زخم جوانه‌ای می‌شود که پیچک‌وار گریبان دشمن را می‌گیرد تا از نفس بیفتد و نابود شود.

تاریخ گواه آن است که جلادان همواره با کشتار در پی قوام حکومت خویش بوه‌اند. نمونه زنده و به روز آن رفتارهای ناجوانمردانه گروه تروریستی داعش در کشورهای اسلامی است. اعضای این گروه آن‌چنان از اصل انسانی خود دور شده‌اند که با توحشی حیوانی انسان‌های بی‌گناه را از دم تیغ خود می‌گذرانند.

از آغاز تحرکات گروه تروریستی داعش در منطقه، سردار «عبدالله اسکندری» و «رضا اسماعیلی» از جمله شهدای مدافع حرم هستند که تیزی تیغ جنگ تروریست‌های تکفیری داعش آن‌ها را بی‌سر کرد. روایت شهادت هر یک از این جان‌سپاری‌ها قصه پر غصه‌ای‌ست که سر دراز دارد.

نخستین فرمانده ذبیح مدافع حرم

شهید عبدالله اسکندری از جمله فرماندهان دوران دفاع مقدس است که با پایان آن و تجربه‌ای که آموخته بود با آغاز تحرکات داعش به عنوان مستشار نظامی به کشور سوریه رفت و آنجا روز سه‌شنبه ششم خرداد ماه سال ۱۳۹۳ به همراه رزمندگان مقاومت اسلامی به دفاع از حرم مطهر حضرت زینب کبری(س) و مقدسات مسلمانان پرداخت و به درجه رفیع شهادت نائل آمد. سردار اسکندری از مدافعان حرم در سوریه و رئیس سابق بنیاد شهید استان فارس بود.

پیکر او پس از شهادت به دست گروه تروریستی «اجناد الشام» افتاد و جلادی به نام «ابوجعفر» که از فرماندهان این گروه تروریستی بود سر از تن بی‌جانش جدا و تصاویر آن را در حالی که بر نیزه رفته بود در فضای مجازی منتشر کرد. البته طولی نکشید که وعده خدا محقق شد و با کشته شدن ابوجعفر به دست ارتش سوریه، این بار تصویر لاشه او بود که در معرض دید جهانیان قرار گرفت و دل همه دوست‌داران شهید را شاد کرد.

اعظم سالاری همسر این شهید روایت می‌کند: آخرین جمله ایشان را همیشه به یاد دارم، در همان تماس آخر به من گفت تصدقت شوم برایم دعا کن، اتفاقاً همرزمانش هم خندیدند. من با خنده گفتم: دوستانت می‌خندند! گفت: اشکال ندارد بگذار بخندند. آخرین جمله ایشان به من همین بود؛«تصدقت شوم برایم دعا کن.»

 

شهدای مدافع حرمی که داعش آنها را ذبح کرد + عکس

 

حاج عبدالله سال ۱۳۵۸ وارد سپاه شد و در کردستان و مریوان حاضر بود. اولین حضور ایشان در جبهه سوسنگرد بود. همسرم همرزم سردار جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان بودند. سردار اسکندری در مدت حضورشان در جبهه‌ها تک‌تیرانداز، تیربارچی، نیروی اطلاعات شناسایی و غیره بود. در عملیات خیبر فرمانده سپاه «لار» بود. در عملیات بدر جانشین فرمانده گردان، در والفجر ۸ جانشین رئیس ستاد تیپ الهادی و در عملیات‌های کربلای ۱، ۳، ۴، ۵ و ۸ رئیس ستاد تیپ الهادی بود. شهید در عملیات والفجر ۱۰ جانشین تیپ مهندسی و در عملیات بیت‌المقدس۴ فرماندهی تیپ مهندسی را بر عهده داشت. از دیگر مسئولیت‌های حاجی، فرماندهی مهندسی رزمی ۴۶ امام هادی (ع)، فرماندهی تیپ ۴۶ امام هادی(ع)، فرماندهی مهندسی رزمی قرارگاه مدینه منوره، فرماندهی مهندسی تیپ ۴۲ قدر و فرماندهی مهندسی رزمی جبهه مقاومت بود. همسرم در عرصه‌های سازندگی هم فعالیت داشت که در احداث سد کرخه احداث جاده نیریز در استان فارس، طرح توسعه نیشکر، اجرای طرح‌های سد و بسیاری دیگر از فعالیت‌های جهادی سهیم بود. طی سال‌های جنگ نیز کمتر فرصت می‌کرد به ما سربزند و مرتب در مناطق عملیاتی بودند.

 

شهدای مدافع حرمی که سرشان بریده شده

شهدای مدافع حرمی که سرشان بریده شده

 

همچنین فرزند شهید عبدالله اسکندری توضیح می‌دهد: بعد از شهادت پدر پیکر ایشان به ما بازگردانده نشد. اما صحبت‌هایی بود که با مبادله اسیر، یا پرداخت هزینه‌ای بتوانیم پیکر پدر را بازپس بگیریم. اما ما به مادرمان گفتیم که مادر جان به کسانی که می‌خواهند پیکر پدر را بازگردانند، بگویید ما راضی نیستیم که یک ریالی از پول بیت‌المال صرف این گروه خبیث شود. حتی یک اسیر هم نباید آزاد شود. پدر رفته بود تا آنها را به درک واصل کند. ما برای آنچه در راه خدا داده‌ایم، توقعی نداریم و حاضر نیستیم که به ازای پیکر پدرمان ریالی از بیت‌المال هزینه شود. زیرا هر اقدامی کمک به آنها محسوب می‌شود.

نخستین دانشجوی ذبیح مدافع حرم

رضا اسماعیلی، جوان شهید و دانشجوی افغانستانی مدافع حرم بود که در مشهد سکونت داشت. رضا نایب قهرمان وزن ۵۵ کیلوگرم پرورش اندام استان خراسان رضوی بود و در دانشگاه فردوسی مشهد تحصیل می‌کرد. او به تازگی داماد شده بود. چند ماه پس از شهادت او فرزندش به دنیا آمد و اسمش را محمدرضا گذاشتند.

 

شهدای مدافع حرمی که داعش آنها را ذبح کرد + عکس

 

رضا در زمان مقابله با گروه تروریستی داعش همواره سربند «یا علی ابن‌ ابیطالب» به پیشانی خود می‌بست و با همین سربند نیز به اسارت درآمد.‌ همرزمان رضا روایت ‌می‌کنند: وقتی حرامی‌ها به سراغش آمده بودند بیسیم را روشن کرده بودند تا ما را زجر دهند.

شهید اسماعیلی مدت‌ها پیش به عنوان مدافع حرم حضرت زینب(س) داوطلب اعزام به سوریه شد و به تیپ فاطمیون پیوست و بسیار سریع فنون رزم را آموخت. در باز پس‌گیری شهرک شیعه نشین «زمانیه» واقع در غوطه‌شرقی از چنگال گروه‌های تکفیری که درگیری شدیدی رخ داد حضور داشت. در آن درگیری‌های در هر روز فقط چند ساعت آتش‌بس داعش در آن منطقه وجود داشت و در یکی از این آتش بس‌ها که رزمندگان فاطمیون متوجه حضور نداشتن یکی از نیروها شده بودند رضا برای جستجوی این همرزم به محل درگیری رفت.

او  در حین جستجو با نیروهای دشمن، درگیر و سپس زخمی ‎شد و متأسفانه به دلیل شدت مجروحیت توان بازگشت نداشت و اسیر آن‌ها شد. صبح روز یکشنبه ششم بهمن ماه ۱۳۹۲ رزمندگان مدافع حرم توانستند شهرک زمانیه را از دست تکفیری‌ها نجات بدهند برای همین و سریعاً منطقه را برای پیدا کردن نیروهای مفقود و شهید خود واکاوی کردند.

 

شهدای مدافع حرمی که داعش آنها را ذبح کرد + عکس

 

در جریان حضور مدافعان حرم در منطقه چند تروریست اسیر شدند. اما پیکر رضا اسماعیلی را درحالی یافتند که سری بر بدن نداشت و این موضوع همگان را به گریه انداخت. سر بریده رضا هیچگاه یافت نشد و پیکر او بدون سر در خاک آرام گرفت. پس از پایان درگیری٬ همرزمان او از انتشار تصویر سر بریده رضا درون جعبه‌ای به وسیله تروریست‌ها خبر دادند.

ایسنا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ آبان ۹۷ ، ۲۱:۱۸
نادر حقانی




همانجا دکتر کلیز به حمید گفته بود: این سومین معجزه ای بود که من از ایرانیان در این بیمارستان دیده ام و همان جا مسلمان شد و تا زمانی که حمید زنده بود، دکتر کلیز با او در ارتباط بود و زمانی هم که شهید شد پیام تسلیت برای ما فرستاد.


حمید رضا مدنی قمصری
حمید رضا مدنی قمصری در کلام همسر شهید

اعظم صابری قمصری متولد اول خردا ماه سال 1344 در قمصر کاشان است. در سال 62 با شهید مدنی ازدواج کرده و ثمره این زندگی 9 ساله آنها دو فرزند به نام های "ریحانه" و "مهدی" است.

اعظم صابری قمصری از روزهای ازدواجش با حمید می گوید:

حمید پسر خاله من بود. او همبازی دوران شیرین کودکی ام بود.زمانی که به خواستگاری ام آمد،17 سال داشتم و حمید19 ساله بود.درست در شب سوم عید سال 62 بود که آنها با یک جعبه شیرینی و یک حلقه به خانه ما در قمصر آمدند.دو سه روزه همه مراسم انجام شد و ما به عقد هم در آمدیم ومن همراه خانواده حمید به تهران آمدم.

دقیقاً سه روز بعد از آغاز زندگی مشترکمان، حمید به جبهه رفت و بعد از بیست روز به مرخصی آمد.

شروع زندگی ما با جنگ همزمان شده بود و این شرایط 8 سال تمام ادامه داشت چرا که حمید تا سال آخر جنگ در جبهه ماند.

همسر شهید مدنی ادامه داد: روزهای سخت جنگ همین طورمی گذشت تا این که حمید در عملیات خیبر در طلائیه شیمیایی شد. زمانی که شیمیایی شده بود به ما خبر نداده بود.او به بیمارستان لبافی نژاد رفته بود و در آنجا سرپایی مداوا شده و دوباره به جبهه بازگشته بود.

ولی من بعد از مدتی فهمیدم که او شیمیایی شده ولی هرچه می گفتیم که به جبهه نرو! او با حرفهایش ما را قانع می کرد ومی گفت:

"ناموس من در خطر است و من باید بروم و از ناموسم دفاع کنم"

بعد از جنگ چگونه گذشت؟

جنگ تمام شد، حمید برگشت اما با تنی زخمی و خسته که دیگر روی آرامش را ندید.

مجروحیت حمید شدید تر شد، به طوری که به همراه چند جانبازان به آلمان اعزام شد و در آنجا تحت درمان قرارگرفت.

از آن زمان به بعد هر سال حمید را به خارج اعزام می کردند،اما هیچ تاثیرو بهبودی نداشت.

سال 69 حمید را به لندن اعزام کردند و آنقدر حال حمید بد بود که سه سال متوالی او را به لندن فرستادند، تا اینکه سال 71 حال حمید خیلی بد شد به طوری که دیگر شیمی درمانی هم اثر گذار نبود.

شب اولی که حمید شهید شد را هیچ وقت فراموش نمی کنم آن زمان مهدی 5 سال بیشترنداشت. اولین شبی بود که حمید دیگر کنار ما نبود مهدی از من پرسید:امشب بابا کجاست؟ گفتم: بابا رفت بیش فرشته ها. دوباره پرسید مامان اگه بابا حالش بدبشه و درد بکشه کی بهش دارو می ده؟ من هم گفتم: فرشته ها مراقب بابا هستند و بابا دیگه درد نداره و حالش خوب شده، حالا هم خوابیده. وقتی این رو به مهدی گفتم آرام گرفت و خوابید

"مسلمان شدن پزشک حمید"

همسرم در لندن که بود هر روز می بایست به او خون تزریق می کردند و هر بار به دکترش می گفت که؛ خون غیر مسلمان به من تزریق نکنید و آنقدر ایمانش قوی و اعتقاداتش بالا بود که هربار که می خواستند خون یک غیر مسلمان را به او تزریق کنند بدنش قبول نمی کرد و این مسئله پزشکان را به حیرت آورده بود. به طوری که دکتر "کلیز" پزشک حمید- زمانی بعد از چند بار آزمایش متوجه این مسئله شد، رفت و یک سیاه پوست مسلمان را آورد و خون او را به بدن حمید تزریق کرد و عجبا که بدنش خون او را قبول کرد.

همانجا دکتر کلیز به حمید گفته بود: این سومین معجزه ای بود که من از ایرانیان در این بیمارستان دیده ام و همان جا مسلمان شد و تا زمانی که حمید زنده بود، دکتر کلیز با او در ارتباط بود و زمانی هم که شهید شد پیام تسلیت برای ما فرستاد.

خانم صابری در ادامه گفت: سال 71 بسیار سال بدی بود، چرا که شیمی درمانی هم دیگر بی تاثیر بود و گاز شیمیایی خون حمید را آلوده و او به سرطان خون دچار شده بود.

آخرین باری که در لندن تحت نظر بود پزشکان به او گفته بودند که دیگر نمی توانیم کاری انجام دهیم و حمید هم از او خواسته بود که طوری شیمی درمانی کند که او به وطنش برسد و در وطنش شهید شود و همین طور هم شد وقتی حمید به تهران منتقل شد در بیمارستان بستری شد و چند روز بعد هم شهید شد.

اعظم صابری قمصری
آخرین روز زندگی حمید

همه دوستان و همرزمانش روزهای آخر به ملاقات حمید می آمدند.

روزآخر انگار می دانست که می خواهد برود، همه را دید ولی بعد از ظهر حالش خراب شد و دیگر اجازه ملاقات به کسی ندادند و او را به اتاق ایزوله بردند، حدود ساعت 8 بود که من کنار تختش رفتم. شروع کرد به حرف زدن ... آخر شب که شد بعد از کلی حرف زدن گفت که چراغ را خاموش کن ولی من دوست نداشتم چراغ را خاموش کنم می خواستم بیشتر نگاهش کنم ولی حمید اصرار کرد و من چراغ را خاموش کردم سرم را کنار تخت گذاشتم و کمی چشمهایم را بستم .

کمی که گذشت پرسید: "من کجا هستم؟!" گفتم: حمید جان! تو در بیمارستانی. دوباره پرسید و سه بار این جمله را تکرار کرد و هر بار هم می گفت نه اینجا بیمارستان نیست. بعد ساکت شد من فکر کردم خوابش برد، تا اینکه ساعت حدود یک نیمه شب بود که پرستار آمد و به من گفت از اتاق بیرون برو و من تعجب کردم ولی از اتاق خارج شدم و دیدم همه دکتر ها به اتاق حمید می آیند.

خیلی ترسدیم تا اینکه دکترها آمدند و به من گفتند: "حمید شهید شده".

دیگر نمی دانستم چه باید بکنم حالم خیلی بد بود گیج و مبهوت شده بودم. از دکتر خواستم اجازه دهد من یکبار دیگر او را ببینم.

رفتم و یک دل سیر نگاهش کردم و بعد به عموی حمید زنگ زدم و خبر را دادم . تا اذان صبح همه فهمیدند و به بیمارستان آمدند.

ولی چون جمعه بود نتوانستیم مراسم خاکسپاری را انجام دهیم و روز شنبه ؛  درست 25 مهر ماه سال 71 حمید از کنار ما رفت و روزگار را برای ما سخت تر کرد.

شب اولی که حمید شهید شد را هیچ وقت فراموش نمی کنم آن زمان مهدی 5 سال بیشترنداشت. اولین شبی بود که حمید دیگر کنار ما نبود مهدی از من پرسید:امشب بابا کجاست؟ گفتم: بابا رفت بیش فرشته ها.

دوباره پرسید مامان اگه بابا حالش بدبشه و درد بکشه کی بهش دارو می ده؟ من هم گفتم: فرشته ها مراقب بابا هستند و بابا دیگه درد نداره و حالش خوب شده، حالا هم خوابیده. وقتی این رو به مهدی گفتم آرام گرفت و خوابید.

از دست دادن حمید ضربه بدی به خانواده کوچک ما زد و بچه ها سختی زیادی را تحمل کردند. چه زمانی که او در جبهه بود و چه زمانی که از جبهه برگشت آنها هیچ وقت در راحتی و آسایش پدر را ندیدند.

حالا هر وقت دلم برایش تنگ می شود به سر مزارش می روم و با او درد دل می کنم.همیشه با یادآوری خاطرات شیرین در کنار حمید آرامش می گیرم.

نایب امام زمان (عج) را در زمان خود دیدم و به او عشق ورزیدم و سخنش را به جان و دل خریدم.

دست نوشته‌ای از جانباز شهید مهندس حمیدرضا مدنی قمصری

جانباز  (ج- ا - ن - ب - ا - ز)

ج: جانم را او داد و سپس با فرمان او بود که روحی در کالبدم دمیده شد و در جهان هستی زندگی‌ام را شروع کردم.

ا: آفریننده‌ای مهربان که در تمام مراحل زندگی مرا امتحان‌های مختلف می‌کند.

ن: نایب امام زمان (عج) را در زمان خود دیدم و به او عشق ورزیدم و سخنش را به جان و دل خریدم.

ب: با فرمان خدایی و حکم ولایت فقیه به جهاد رفتم و خود را آماده رزم با کفار نمودم.

ا: آشنا بودم که در راه این جهاد باید سختی‌ها و مشکلات فراوانی را تحمل کنم تا بتوانم اسلام ناب محمدی را زنده کنیم.

ز: زحمات رهبرم را نمی‌گذارم از بین برود، تا پرچم اسلام ناب محمدی توسط حضرت مهدی (عج) در جهان به اهتزاز در آید.

آیا با این وجود که از بند بند (جانباز) این گونه گوهر می‌روید که هم از اطاعت الله و ولایت الله است، من باید در این مقطع کنونی اسوه مقاومت باشم؟! یا در این مکان و بلاد کفر تاثیرات فساد و فحشا و دیگر خرابی‌های جامعه غرب مرا در برگیرد و بس. باشد که به خود آییم و بدانیم که از کجا آمده‌ایم، در کجاییم،‌و به کجا خواهیم رفت و یاد شهیدانمان را زنده نگه داریم که گفتند: «نماز اول وقت (جماعت بهتر است) قرآن بخوانید و زیارت عاشورا فراموش نشود».

باشد که به خود آییم و بدانیم که از کجا آمده‌ایم، در کجاییم،‌و به کجا خواهیم رفت و یاد شهیدانمان را زنده نگه داریم که گفتند: «نماز اول وقت (جماعت بهتر است) قرآن بخوانید و زیارت عاشورا فراموش نشود».

و شما ای عزیزی که خود را خدمتگزار جانبازان می‌دانید، آیا در این مقطع فکر نموده‌اید که در برابر متواضع‌ترین فرد عالم هستی، ایستاده‌ای و در خدمت ایشان هستی و هر گونه خدمت به او حسنات بی‌شمار و هر گونه کوتاهی برای او، عذاب دوزخ را به همراه خواهد داشت.

من و شما از باب امر به معرف و نهی از منکر به خود آییم، تا خدای نخواسته مدیون خون شهدا و زجر و درد جانبازانمان نباشیم.

انشاء‌الله

حمیدرضا مدنی قمصری

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ مهر ۹۷ ، ۱۸:۵۱
نادر حقانی



دوم اسفندماه سال ۶۴ بود که سر «حسن ترک» خم می‌شود روی سینه‌اش؛ صورتش سرخ می‌شود و گلوله تک‌تیرانداز دشمن سجده‌گاهش را می‌بوسد و وسط پیشانی‌اش مثل خورشید می‌درخشد.

فرآورری-بخش فرهنگ پایداری تبیان
شهادت مبارکت باشد!

لحظه بوسه تیر

«محمد حمید زاده» که هنگام شهادت «حسن ترک» با وی داخل سنگر بوده است، می‌گوید: سپیده صبح می‌زد. سرش را بالا آورد. کلاه‌خودش از سنگر بیرون زد. شروع کرد به تیراندازی. حدود سی متر با عراقی‌ها فاصله داشتیم. نگاهم کرد و گفت: «خوب تیراندازی می‌کنم؟»

گفتم: «مواظب باش! جایت را عوض کن. عراقی‌ها می‌خواهند پاتک بزنند.»

با همان لباس پاسداری‌اش خوابیده بود. صورتش سرخ و سفید بود. نمی‌دانم  چطور شد تا دیدمش گفتم: «حسن جان! خوش به حالت مادر جان! به آرزویت رسیدی؟! مبارکت باشد

صدای تقه‌ای داخل سنگر پیچید. مثل صدای برخورد یک‌تکه سنگ با کلاه‌خود.  سرش خم شد روی سینه‌اش. نیم‌خیز شدم طرفش. سرش را بالا گرفتم؛ صورتش سرخ‌شده بود. گلوله تک‌تیرانداز دشمن به سجده‌گاهش خورده بود. وسط پیشانی‌اش مثل خورشید می‌درخشید.

به آرزویش رسید

اقدس صفرپور، مادر سردار شهید حسن ترک می‌گوید: فرزندم عاشق و شیفته  شهادت بود و هر بار که از جبهه حق علیه باطل به خانه بازمی‌گشت از من می‌خواست هنگام اقامه نماز برای شهادتش دعا کنم. هیچ‌وقت به خاطر شهادت فرزندم به خدا گلایه نکرده‌ام.

فرزندم علت تأخیر در شهادتش را ناراضی بودن من می‌پنداشت و آخرین باری  که برای مرخصی به همدان بازگشته بود از من خواست که برای شهادتش از ته قلب دعا کنم من نیز گفتم راضی‌ام به رضای خدا.

از من خواست وقتی خبر شهادتش را شنیدم همانند حضرت زینب (س) که در مصیبت از دست دادن برادر و ۷۲ تن از شهدای کربلای صبوری کرد، تحمل داشته باشم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ مرداد ۹۷ ، ۱۶:۴۲
نادر حقانی


خاطرات شهید برونسی به نقل ازدیگران
خاطرات شهید برونسی به نقل ازدیگران


 





 
هنوزعملیات،درست وحسابی شروع نشده بود که کارگره خورد. گردان ما زمین گیر شد وحال وهوای بچه ها،حال وهوای دیگری. تا حالا این طوری وضعی برام سابقه نداشت. نمی دانم چه شان شده بود که حرف شنوی نداشتند؛همان بچه هایی که می گفتی برو تا آتش ،با جان ودل می رفتند!
به چهره بعضی ها دقیق نگاه کردم. جور خاصی شده بودند؛ نه می شد بگویی ضعف دارند،نه می شد. بگویی ترسیدند، هیچ حدسی نمی شد بزنی. هرچه برایشان صحبت کردم، فایده نداشت. اصلاً انگار چسبیده بودند به زمین ونمی خواستند جدا شوند.هرکاری کردم راضی شان کنم راه بیفتند،نشد.پاک درمانده شدم.ناامیدی در تمام وجودم ریشه دوانده بود.با خودم گفتم: چه کارکنم؟
سرم را بلند کردم رو به آسمان وتوی دلم نالیدم که:خدایا خودت کمک کن. از بچه ها فاصله گرفتم.اسم حضرت صدیقه(ع) را از ته دل صدا زدم وبه وجود شریفش متوسل شدم.زمزمه کردم:خانم،خودتون کمک کنید، منو راهنمایی کنید،تا بتونم این بچه ها رو حرکت بدم. وضع ما رو خودتون بهتر می دونید.چند لحظه ای راز ونیاز کردم وآمدم پیش نیروها.یقین داشتم حضرت تنهام نمی گذارد.اصلاً منتظرعنایت بودم. توی آن تاریکی شب وتوی آن بیچارگی محض، یک دفعه فکری به ذهنم رسید. رو کردم به بچه ها،محکم وقاطع گفتم:دیگه به شما احتیاجی ندارم!فقط یک آرپی جی زن از بین شما بلند شه با من بیاد،دیگه هیچی نمی خوام.
زل زدم به شان.لحظه شماری می کردم یکی بلند شود.یکی از بچه های آر پی جی زن پا شدو بلند گفت:من می یام. نگاهش مصمم وجدی بود.به چند
لحظه نکشید،یکی دیگر،مصمم تر از او بلند شد وگفت: منم می یام.تا به خودم آمدم، همه گردان بلند شده بودند.پیروزی مان توی آن عملیات،چشم همه را خیره کرد.عنایت «ام ابیها»بازهم به دادمان رسید.(1)

مکاشفه
 

به نقل از:همسر شهید
یک بارخاطره ای از جبهه برام تعریف کرد.می گفت: کنار یکی از زاغه مهمات ها سخت مشغول بودیم. تو جعبه های مخصوص،مهمات می گذاشتیم. ودرشان را می بستیم.گرم کار،یک دفعه چشمم افتاد به یک خانم محجبه،با چادری مشکی!داشت پابه پای ما مهمات می گذاشت توی جعبه ها.
با خودم گفتم:حتماً ازاین خانم هاییه که می یان جبهه.اصلاً حواسم به این نبود که هیچ زنی را نمی گذارند وارد آن منطقه بشود.به بچه ها نگاه کردم. مشغول کارشان بودند وبی[توجه] می رفتند ومی آمدند،انگارآن خانم را نمی دیدند. قضیه، عجیب برام سؤال شده بود.موضوع،عادی به نظرنمی رسید.کنجکاو شدم بفهمم، جریان چیست!رفتم نزدیک تر، تا رعایت ادب شده باشد.سینه ای صاف کردم وخیلی با احتیاط گفتم:خانم!جایی که ما مردها هستیم،شما نباید زحمت بکشید.رویش طرف من نبود.به تمام قد ایستاد وفرمود:«مگرشما درراه برادرمن زحمت نمی کشید؟»یک آن یاد امام حسین(ع) افتادم واشک توی چشمام حلقه زد.
خدا بهم لطف کرد، که سریع موضوع را گرفتم وفهمیدم جریان چیست. بی اختیار شده بودم ونمی دانستم چه بگویم .خانم، همان طور که روشان آن طرف بود، فرمود:«هرکس که یاور ما باشد. البته ما هم یاری اش می کنیم»(2)

زن وصد حوریه
 

به نقل از سعید اخوان
حاجی توی بیمارستان هفده شهریور بستری بود. یک روز پدرم رفت ملاقاتش.وقتی برگشت، گفت:بابا! این فرمانده ات عجب مردیه! گفتم: چطور؟ گفت: اصلاً
اهل این دنیا نیست.اینجا موقتی مونده. مطمئنم که جاش،جای دیگه ایه. ظاهراً خیلی خوشش آمده بود ازحرف های حاجی. ادامه داد: همین جورکه صحبت می کردیم، حرف شد از حوریه. توگوشش گفتم: خلاصه حاج آقا رفتی اون دنیا،یکی ام برای ما بگیر.اونم خندید وگفت: چشم.بعدش حرفی زد که خیلی معنا داشت.بهم گفت: ما صد تا حوریه اودنیا رو،به همین زن خودمون نمی دیم.گفت:حاجی همسرش راخوب شناخته،قدرهمچین زن فداکار وصبوری رو،کسی مثل حاجی باید بدونه.(3)

پرستیژ فرماندهی
 

به نقل از:سید کاظم حسینی
علاقه خاصی هم به حضرت فاطمه زهرا(ع) داشت،هم به سادات وفرزندان ایشان. عجب هم احترام سیدی را نگه می داشت.یادم نمی آید توی سنگر،چادر، خانه یا جای دیگری با هم رفته باشیم واو زودتر از من وارد شده باشد. حتی سعی می کرد، جلوتر از من قدم برندارد.یک بار با هم می خواستیم برویم جلسه.پشت دراتاق که رسیدیم،طبق معمول، مرا فرستاد جلو گفت: بفرما. نرفتم تو. بهش گفتم:اول شما برو!
لبخندی زد وگفت: تو که می دونی من جلوترازسید،جایی وارد نمی شم. به اعتراض گفتم:حاج آقا،اینجا دیگه خوبیت ندارده من اول برم!گفت برای چی؟ گفتم: ناسلامتی شما فرمانده هستی؛اینجا هم که جبهه است وبالاخره باید ابهت و پرستیژ فرماندهی حفظ بشه.مکثی کردم وزود ادامه دادم: اینکه من جلوتربرم، پرستیژشما را پایین می یاره. خندید وگفت: این پرستیژی که می خواد با بی احترامی به سادات باشه، می خوام اصلاً نباشه!(4).

نظرعنایت شهید
 

به نقل از:همسرشهید
آن سال حسین ودختر بزرگم، پشت کنکور ماندند وقبول نشدند. بین دوست ودشمن، تک وتوکی می گفتند:اینا فرزند شهید هستن وسهمیه هم که دارن،عجیبه
که توی کنکور قبول نشدن! بعضی از آنهایی که فضولی شان بیشتر بود، با زبانشان نیش می زدند. حسابی ناراحت بودم وگرفته. بیشتر از من، بچه ها زجر می کشیدند. همه تلاششان را کرده بودند که به جایی نرسید.گویی دیگر امیدی به کنکور سال بعد نداشتند .همان روزها، شب جمعه ای بود که رفتم سرمزار شهید بروسنی. فاتحه ای خواندم و مدتی پای قبر نشستم .همین طوربا روحش درد دل می کردم وبه زمزمه حرف می زدم.وقتی می خواستم بیایم، از قبول نشدن بچه ها توی کنکور شکایت کردم؛ وازاینکه بعضی ها چه نیش وکنایه ای می زنند بهش گفتم: شما می دانی وجان زینب!شما که جات خوبه، از خدا بخواه، از حضرت فاطمه زهرا(س) بخواه که بچه هات امسال دیگه قبول بشن.بنا به تجربه های قبلی، یقین داشتم دعام بی اثر نمی ماند.مدتی بعد، عجیب بود که امید بچه ها به قبولی،انگار خیلی بیشتر شده بود، طوری که با علاقه وپشتکار زیادتری درس می خواندند.
کنکور سال بعد، هردوشان باهم قبول شدند؛ آن هم با رتبه خوب. دوتایی هم توی دانشگاه، مشهد افتادند. این [اتفاق] را چیزی نمی دانستم ،جزعنایت شهید.(5).

پی نوشت ها :
 

1. سعید عاکف، خاک های نرم کوشک، ص74.
2. همان، ص166.
3.همان، ص91.
4.همان، ص100.
5. همان، ص167.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۷ ، ۱۹:۵۲
نادر حقانی


این دو جوان یکی ایران و دیگری افغانستانی، هر دو متولد 1374 ، هر دو از جوانترین شهدای جنگ سوریه در حلب و هر دو نامشان سید مصطفی موسوی می باشند.

http://www.jahannews.com/images/docs/files/000488/nf00488068-1.jpg

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ تیر ۹۷ ، ۲۲:۴۸
نادر حقانی
اتاق خبر 24 بازخوانی کرد؛


رهبر معظم انقلاب در جمع‌ نیروهای‌ مقاومت‌ بسیج‌، گروهی‌ از پرستاران‌ و جمعی‌ از پرسنل‌ نیروی‌ دریایی‌ ارتش‌ - ۷  آذرماه ۱۳۶۹- اظهار داشتند: ایران‌ اسلامی‌ را به‌ نقض‌ حقوق‌ بشر متهم‌ می‌کنند; در حالی‌ که‌ اسلام‌ بزرگترین‌ ضامن‌ حقوق‌ بشر است‌.

بیانات مهم رهبر انقلاب درباره ماهیت حقوق بشری آمریکا

اتاق خبر 24 در 2 گزارش به گردآوری بیانات رهبر معظم انقلاب در باره حقوق بشر مورد ادعای غرب و حامیان وی که به مناسبت‌های مختلف عنوان شده، پرداخته است که هدف از این گردآوری، تبیین هرچه بهتر ماهیت رژیم ددمنش صهیونیستی و حامی اصلی آن آمریکا جنایتکار است.

دلیل طرح مسأله حقوق بشر

رهبر معظم انقلاب در بیانات خود در اجتماع‌ بزرگ‌ مردم‌ مشهد و زائران‌ حضرت‌ رضا(ع‌) – 2 فروردین ماه 1369 -  فرمودند:

طرح‌ قضیه‌ی‌ حقوق‌ بشر از طرف‌ سردمداران‌ امریکا، یک‌ دکان‌ و یک‌ وسیله‌ برای‌ استفاده‌ی‌ بیشتر است

طرح‌ قضیه‌ی‌ حقوق‌ بشر از طرف‌ سردمداران‌ امریکا، چه‌ حالا و چه‌ در روزهای‌ قبل‌، یک‌ دکان‌ و یک‌ وسیله‌ برای‌ استفاده‌ی‌ بیشتر است‌. اینها به‌ حقوق‌ بشر اعتقاد ندارند. اینها کسانی‌ هستند که‌ در مقابل‌ چشمشان‌، حکومت‌ صهیونیستی‌ در کشور فلسطین‌، مردم‌ فلسطین‌ را به‌ بدترین‌ وجهی‌ زیر فشار و کشتار و اختناق‌ و شکنجه‌ قرار می‌دهد و آنها حاضر نیستند حتی‌ به‌ زبان‌، عمل‌ او را محکوم‌ کنند. فلسطینی‌ها انسان‌ نیستند؟ !حقوق‌ بشر شامل‌ فلسطینی‌ها نمی‌شود؟!

اینها کسانی‌ هستند که‌ مرتجعترین‌ و مستبدترین‌ حکومتهای‌ دنیا متکی‌ به‌ آنهایند، از آنها مدد و کمک‌ می‌گیرند و انسانها را نابود می‌کنند.

امریکا و بسیاری‌ از قدرتهای‌ بزرگ‌، اصلا به‌ حقوق‌ بشر اعتقاد ندارنددروغ‌ می‌گویند

**امریکا و بسیاری‌ از قدرتهای‌ بزرگ‌، اصلا به‌ حقوق‌ بشر اعتقاد ندارنددروغ‌  می‌گویند. طرح‌ مسأله‌ی‌ حقوق‌ بشر، برای‌ فریب‌ و وسیله‌ی‌ فشار است‌; برای‌ این‌ است‌ که‌ اگر خواستند دولتی‌ را زیر فشار افکار عمومی‌ قرار بدهند، با تهمت‌ نقض‌ حقوق‌ بشر زیر فشار قرار بدهند وخودشان‌ را متولی‌ حقوق‌ بشر در دنیا معرفی‌ کنند; آن‌جایی‌ هم‌ که‌ لازم‌ می‌دانند، به‌عنوان‌ طرفداری‌ از حقوق‌ بشر، حتی‌ قوای‌ نظامی‌ وارد یک‌ کشور بکنند و حکومت‌ آن‌ کشور را تغییر بدهند!

اسلام بزرگ ترین پرچم دار حقوق بشر

رهبر معظم انقلاب در جمع‌ نیروهای‌ مقاومت‌ بسیج‌، گروهی‌ از پرستاران‌ و جمعی‌ از پرسنل‌ نیروی‌ دریایی‌ ارتش‌ - ۷  آذرماه ۱۳۶۹- اظهار داشتند:

چه‌ کسانی‌ داعیه‌ی‌ حقوق‌ بشر دارند؟ کسانی‌ که‌ همین‌ امروز از پنجه‌هایشان‌، خون‌ مردم‌ فلسطین‌ می‌چکد

**امروز ملت‌ ایران‌ باید هوشیار باشد; چون‌ دشمن‌ با اسمهای‌ مختلف‌ ـ از جمله‌ به‌ نام‌ حقوق‌ بشر ـ در فکر دشمنی‌ کردن‌ و ضربه‌ زدن‌ به‌ انقلاب‌ و اسلام‌ است‌. دفاع‌ امثال‌ امریکا از حقوق‌ بشر، برای‌ ملتها و مظلومان‌ دنیا، هم‌ خنده‌آور و هم‌ گریه‌آور است‌. از طرفی‌، خنده‌آور و مضحکه‌ است‌; چون‌ خود نقض‌ کنندگان‌ درجه‌ی‌ اول‌ حقوق‌ بشر، سنگ‌ حقوق‌ بشر را به‌ سینه‌ می‌زنند! چه‌ کسانی‌ داعیه‌ی‌ حقوق‌ بشر دارند؟ کسانی‌ که‌ همین‌ امروز از پنجه‌هایشان‌، خون‌ مردم‌ فلسطین‌ می‌چکد. حالا هرچه‌ در سالهای‌ گذشته‌، در شرق‌ و غرب‌ عالم‌ ـ در آفریقا و آسیا و در جاهای‌ گوناگون‌ ـ ملتها را نابود کردند و کشتند و بشر و حقوق‌ بشر را به‌ مسخره‌ گرفتند، به‌ جای‌ خود محفوظ. همین‌ امروز رژیم‌ صهیونیستی‌، به‌ پشتیبانی‌ امریکا و همپیمانانش‌، ملت‌ فلسطین‌ را با بدترین‌ و فجیعترین‌ وضعی‌، زیر فشار و شکنجه‌ قرار داده‌ و خون‌ مردم‌ و شهدای‌ فلسطین‌، به‌ گردن‌ اوست‌. چنین‌ انسانهایی‌، دم‌ از حقوق‌ بشر می‌زنند! این‌، مضحکه‌ و تمسخر نیست‌؟!

اسلام‌ بزرگترین‌ ضامن‌ حقوق‌ بشر است‌

**از طرف‌ دیگر، گریه‌آور هم‌ است‌. برای‌ بشریت‌، مصیبتی‌ از این‌ بالاتر نیست‌ که‌ مفاهیم‌ و ارزشهای‌ انسانی‌، این‌طور در دست‌وپای‌ این‌ سیاستبازان‌ خبیث‌ بیفتد. ایران‌ اسلامی‌ را به‌ نقض‌ حقوق‌ بشر متهم‌ می‌کنند; در حالی‌ که‌ اسلام‌ بزرگترین‌ ضامن‌ حقوق‌ بشر است‌.

شما سردمداران‌ ظلم‌ و استکبار هستید که‌ حقوق‌ بشر را نقض‌ کرده‌اید

**شما سردمداران‌ ظلم‌ و استکبار هستید که‌ حقوق‌ بشر را نقض‌ کرده‌اید. شما هستید که‌ سازمان‌ ملل‌ و کمیسیون‌ حقوق‌ بشر و مفاهیم‌ انسانی‌ را به‌ مسخره‌ گرفته‌اید و همه‌ را بازیچه‌ی‌ دست‌ خودتان‌ می‌خواهید. برای‌ ما، ارزش‌ انسان‌ و ارزش‌ حقوق‌ انسان‌، آن‌قدر زیاد بوده‌ و زیاد است‌ که‌ به‌ خاطر آنها حاضر شده‌ایم‌ با همه‌ی‌ قدرتهای‌ استکباری‌ جهان‌، مقابل‌ و مواجه‌ بشویم‌.

شماها اگر طرفدار حقوق‌ بشر بودید، چرا به‌ رژیمهای‌ مرتجع‌ و ظالم‌ و مستبد و خبیث‌ اعتراض‌ نمی‌کنید؟

**شماها اگر طرفدار حقوق‌ بشر بودید، چرا به‌ رژیمهای‌ مرتجع‌ و ظالم‌ و مستبد و خبیث‌ که‌ بویی‌ از دمکراسی‌ نشنیده‌اند و در کشورشان‌ به‌ عنوان‌ نمونه‌، یک‌بار یک‌ صندوق‌ رأی‌ گذاشته‌ نشده‌ است‌، اعتراض‌ نمی‌کنید؟چرا فقط به‌ جمهوری‌ اسلامی‌ که‌ مظهر آزادی‌ و دخالت‌ مردم‌ در امور است‌ و در مسایل‌ مختلف‌، انتخابات‌ آزاد و پی‌درپی‌ برگزار می‌کند و مردم‌ در کوچه‌ و خیابان‌ و مجامع‌ عمومی‌، حرف‌ دلشان‌ را می‌زنند و شعار می‌دهند، اعتراض‌ می‌کنید؟!

شما طرفدار حقوق‌ بشر نیستید; شما طرفدار بی‌دینی‌ و تسلط خودتان‌ بر کشورها و ملتها هستید

**شما طرفدار حقوق‌ بشر نیستید; شما طرفدار بی‌دینی‌ و تسلط خودتان‌ بر کشورها و ملتها هستید. شما از کوتاه‌ شدن‌ دست‌ پلید خودتان‌ از کشور ثروتمند و وسیع‌ ایران‌ و تهدیدشدنتان‌ در سایر کشورها ناراحتید. شما نسبت‌ به‌ انقلاب‌، دشمن‌ خونی‌ هستید. این‌ انقلاب‌، نوکران‌ شما را در این‌جا از بین‌ برد. شما با انقلاب‌ کینه‌ دارید; حقوق‌ بشر بهانه‌ است‌. شما چه‌ می‌فهمید که‌ بشر چیست‌ و حقوقش‌ کدام‌ است‌؟ ملت‌ ایران‌ باید هوشیارانه‌، تمام‌ دشمنیهای‌ این‌ طیف‌ وسیع‌ استکبار و دشمنان‌ اسلام‌ و انقلاب‌ را بفهمد و بشناسد; همچنان‌که‌ بحمدالله‌ اکثریت‌ قاطع‌ این‌ کشور، می‌فهمند و می‌شناسند.

1382/11/08 / پیام به کنگره عظیم حج

اکنون نخبگان سیاسی و فکری در دنیای اسلام، وظیفه ی سنگینی بر عهده دارند. هویت اسالمی و تعالیم روشن اسلام را در موضوعاتی چون: حقوق بشر، آزادی و مردم سالاری، حقوق زن، مبارزه با فساد، رفع تبعیض، مبارزه با فقر و عقب ماندگی علمی برای جوانان بازگو کنند. فریب رسانه های غرب را درباره مبارزه با تروریسم و مقابله با سالح های کشتارجمعی، برای همگان آشکار سازند.

حضرت آیت الله خامنه ای در خطبه های نماز جمعه تهران در تاریخ 29 خرداد ماه 1388 فرمودند:

شما نگران مردمید؟! شما چیزى به نام حقوق انسان را اصلاً قبول دارید؟!

**آن چیزى که در این بین از همه بدتر و زشت تر به چشم من آمد، این حرفهائى بود که به عنوان دلسوزى از حقوق بشر و سختگیرى به مردم، از زبان این دولتمردان آمریکائى صادر شد که: ما از اینکه با مردم چنین رفتار بشود، مخالفیم؛ ما نگرانیم! شما نگران مردمید؟! شما چیزى به نام حقوق انسان را اصلاً قبول دارید؟!

ما احتیاج نداریم که براى حقوق بشر کسى ما را نصیحت کند

** جمهورى اسلامى، پرچم دار حقوق انسان است. دفاع ما از مردم مظلوم در فلسطین، در لبنان، در عراق، در افغانستان، در هر نقطه اى که مردم مظلوم واقع شدند، نشانه ى همین است. نشانه ى این است که پرچم حقوق بشر به وسیله ى اعتقاد به اسلام، ایمان به اسلام در این کشور برافراشته شده است. ما احتیاج نداریم که براى حقوق بشر کسى ما را نصیحت کند.

رهبر معظم انقلاب در بیانات خود در خطبه هاى نماز جمعه (۱۹ رمضان ۱۴۱۶) بیان داشتند:

تهمتهایی را ردیف می کنند و می گویند: شما ضدِّ حقوق بشرید

تهمتهایی را ردیف می کنند و می گویند: شما ضدِّ حقوق بشرید، حقوق زن را رعایت نمی کنید، می خواهید سلاح اتمی درست کنید و غیره. اما اینها ظاهری است؛ بهانه است. باطن قضیه این نیست. باطن قضیه همین موضوعی است که عرض کردم. اینها می گویند شما چرا موجب شده اید که در دنیا هرجا مسلمانی هست، احساس هویّت کند، بیدار شود، طلبکار شود و از حالت بره ای مطیع و رام و زیرکارد بیرون آید؟!

مقام معظّم رهبرى در دیدار جمعى از قضات و اعضاى دستگاه قضایى در تاریخ 23 دی ماه 1371 اظهار داشتند:

امروز دروغگوها در دنیا پرچمهاى حقوق بشر بلند کرده‌اند و دغلکاران عالم زیر این پرچمها و شعارها پنهان شده‌اند

امروز دروغگوها در دنیا پرچمهاى حقوق بشر بلند کرده‌اند و دغلکاران عالم زیر این پرچمها و شعارها پنهان شده‌اند. حقوق بشر در سایه‌ى عدل اسلامى و احکام اسلامى تحقق پیدا مى‌کند؛ و در دستگاه قضایى، حقوق بشر باید هوشیارانه - نه با معیارها و ضابطه‌هاى دروغینى که امروز غرب ارائه مى‌کند؛ بلکه با معیارهاى اسلام - مورد دقت تمام قرار گیرد. ممکن است در گوشه و کنار جامعه‌ى ما، به‌وسیله‌ى آحاد مردم یا به‌وسیله‌ى دستگاهها، مواردى که از طرف اسلام حقیقتاً حقوق بشر شناخته شده است، نقض شود. باید دفاع از حقوق بشر، به‌وسیله‌ى قوه‌ى قضاییه انجام گیرد. اسلام حتى براى مجرمین هم حقوق قائل است. کسى حق ندارد به فردى که بناست اعدام شود، دشنام بدهد. دشنام چرا؟ مجازات او اعدام است. دشنام اضافه است؛ دشنام ظلم است؛ دشنام هتک حقِ اوست و باید جلوش گرفته شود. این، نحوه‌ى برخورد با فرد اعدامى است؛ چه برسد به زندانى؛ چه برسد به متهم تحتِ تعقیب؛ چه برسد به آن کسى که حتى تهمت درباره‌ى او واضح و ثابت نیست و فقط گمانى درباره‌ى او هست! باید حقوق انسان و حقى که خداى متعال براى آحاد انسان معین کرده است، نسبت به همه‌ى افراد و در همه‌ى موارد، کاملاً رعایت شود.

384/10/19 / پیام به کنگره عظیم جح

سرلوحه ی این هدف ها، سرکوب موج اسلام خواهی و به انزوا کشیدن دوباره ی ارزش های اسلامی است. همه ی ابزارهای

تبلیغاتی و سیاسی آمریکا و دیگر سلطه طلبان، امروز به کار افتاده است تا نهضت بیداری اسلامی را به تأخیر اندازند و اگر بتوانند

سرکوب کنند.

دشمنی آمریکا با اسلام و جمهوری اسلامی

رهبر معظم انقلاب در جمع‌ کثیری‌ از کارگران‌ و معلمان‌ سراسر کشور، به‌ مناسبت‌ روز جهانی‌ کارگر و روز معلم‌ در ناریخ 11 اردیبهشت ماه 1370 فرمودند:

از این امریکا و از این سازمانهاى دروغین حقوق بشر، یک کلمه حرف جدى علیه او صادر نمى‌شد؛ هیچ کارى نمى‌کردند

از این امریکا و از این سازمانهاى دروغین حقوق بشر، یک کلمه حرف جدى علیه او صادر نمى‌شد؛ هیچ کارى نمى‌کردند! اینها با کشتار انسانهایى که در راه اهداف دینى قیام و حرکت کرده‌اند، مخالفتى ندارند؛ مشوق این‌گونه کشتارها نیز هستند! این، به خاطر چیست؟ به خاطر عمق دشمنى آنها با دین و بخصوص با اسلام است. چرا؟ چون اسلام در خدمت توده‌هاى مظلوم است؛ چون اسلام با قلدرى مخالف است؛ چون اسلام با سلطه‌ى امریکا و امثال امریکا مخالف است؛ چون اسلام طرفدار استقلال ملتهاى مظلوم است.

رهبر معظم انقلاب در دیدار اقشار مختلف امت شهیدپرور در 17 مهرماه 1370 اظهار داشتند:

دروغ مى‌گویند که ادعاى طرفدارى از حقوق بشر مى‌کنند

دروغ مى‌گویند که اظهار مى‌کنند ما با اسلام طرف نیستیم؛ دشمن خطرناک اسلام همانها هستند. دروغ مى‌گویند که ادعاى طرفدارى از حقوق بشر مى‌کنند؛ بزرگترین دشمن بشر و حقوق بشر، همین قدرتهاى استکبارى و امروز شیطان بزرگ است. دروغ مى‌گویند که بیان مى‌کنند ما قصد دشمنى با ملتهاى منطقه را نداریم؛ مى‌خواهند ملتهاى منطقه را اسیر و برده‌ى خودشان کنند.

مقام معظم رهبری‌ در دیدار کارگزاران‌ نظام‌ و میهمانان‌ خارجی‌ مراسم‌ دهه‌ی‌ فجر در سالروز عید مبعث در تاریخ 13 بهمنماه 1370‌ بیان داشتند:

انواع تهمتها را به ما زدند ؛ براى این‌که جمهورى اسلامى را متهم به نقض حقوق بشر کنند

**انواع تهمتها را به ما زدند - بزنند - سازمانهاى وابسته‌ى به خودشان را در عالم به اسم حقوق بشر و دفاع از فلان شخص و فلان گروه بسیج کردند؛ براى این‌که جمهورى اسلامى را متهم به نقض حقوق بشر کنند! واقعاً کدامیک از هوشمندان عالَمند که به این حرفها لبخند تمسخرآمیز نزنند؟! قدرتهایى که همه‌ى وجودشان در حقیقت بر ضد منافع بشریت است، امریکایى که سرتاسر تاریخ اخیرش - که ما به یاد داریم - آمیخته‌ى با جنایت نسبت به بشریت و ملتهاست، اگر ما را متهم به نقض حقوق بشر کنند، ما چه باکى داریم و چه اهمیتى مى‌دهیم؟

حقوق بشر در سایه‌ى اسلام و حکومت اسلامى تأمین مى‌شود

**ما مى‌گوییم که حقوق بشر در سایه‌ى اسلام و حکومت اسلامى تأمین مى‌شود؛ اسلام است که مى‌گوید: «ان الحکم الّا للَّه امر الّا تعبدوا الّا ایّاه».(۹) این حکم، هر حاکمیت ظالمانه‌یى را نفى مى‌کند. هیچ‌کس حق ندارد بر مردم حاکمیت داشته باشد؛ مگر آن‌که داراى معیارهاى پذیرفته شده باشد و مردم او را پذیرفته باشند.

رهبری معظم انقلاب در مراسم «پنجمین سالگرد ارتحال حضرت امام»(ره) در تاریخ 14 خرداد 1373 اظهار داشتند:

به جمهوری اسلامی تهمت می زنند و می گویند حقوق بشر را رعایت نمی کند

**مسأله دیگر این است که به جمهوری اسلامی تهمت می زنند و می گویند حقوق بشر را رعایت نمی کند. مقصود آنها همان اجرای حدود اسلامی است؛ چون ما حدود اسلامی را اجرا می کنیم. قرآن می گوید: «و تلک حدود الله و من یتعدّ حدود الله؛»  هر کس از حدود الهی تعدّی کند، مورد تهدید پروردگار قرار گرفته است.

حرکتمان قطعاً به سمت اجرای کامل حدود پروردگار است

**حدود، حدودِ الهی است. ما نصِّ قرآن و متن آن را بر فراورده های ذهن قاصرِ حقوقدانان غربی که برای خودشان معارفی را خلق و اختراع کردند و آن را پیشرفته تر از معارف ادیان الهی می دانند، مقدّم می شماریم. حدودِ الهی مقدّم است. راه اصلاح جامعه، اجرای حدود الهی است. ممکن است ما در این مورد کوتاهیهایی داشته باشیم؛ اما حرکتمان قطعاً به سمت اجرای کامل حدود پروردگار است. حدود، حدودِ قرآنی است.

رهبری معظم انقلاب در بیانات خود در دانشگاه افسرى امام حسین علیه‌السلام در تاریخ 31 اردیبهشت ماه 1393 فرمودند:

امروز بهانه، مسئله‌ى هسته‌اى است؛ یک روز بهانه، حقوق بشر است

دشمنىِ دشمنان ما به‌خاطر این است که نظام جمهورى اسلامى در مقابل نظام سلطه ایستاده است؛ در مقابل عادت بدِ تقسیم دنیا به سلطه‌گر و سلطه‌پذیر ایستاده است؛ بقیه‌ى چیزها بهانه است. امروز بهانه، مسئله‌ى هسته‌اى است؛ یک روز بهانه، حقوق بشر است؛ یک روز بهانه، یک چیز دیگر است. آنها میخواهند نظام جمهورى اسلامى را از ایستادگى در مقابل قلدرها و گردن‌کلفت‌ها و باج‌بگیرها و زورگویان عالم منصرف کنند؛ البته این اتفاق نخواهد افتاد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ خرداد ۹۷ ، ۱۰:۰۵
نادر حقانی




 رهبر انقلاب :  آمریکا کارگزار صهیونیسم بین‌الملل است

تهران- الکوثر: رهبر انقلاب، صبح امروز در دیدار نخبگان جوان با بیان اینکه آمریکا کارگزار صهیونیسم بین الملل است ، تاکید کردند: ما توانستیم سلطه‌ی آمریکا را قطع کنیم و علاوه بر این، با وجود خصومت‌ورزی آمریکا قدرتمند شویم و پیشرفت کنیم.

به گزارش پایگاه شبکه الکوثر به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ، ایشان  افزودند: همه‌ی این پیشرفت‌ها در دوران تحریم اتفاق افتاده. نمی‌خواهم وقت را صرف پاسخگویی به اباطیل و یاوه‌گویی رئیس‌جمهور بی‌چاک و دهن آمریکا کنم. این ضایع کردن وقت است که انسان بخواهد پاسخ او را بدهد.

رهبر انقلاب  گفتند: آمریکا کارگزار صهیونیسم بین‌الملل است؛ آمریکا به‌وجود آورنده‌ی داعش و جریان تکفیری است؛ شما توقع دارید آمریکا از آن نیرویی که جلوی داعش ایستاده عصبانی نباشد؟

مقام معظم رهبری فرمودند:  عصبانی‌اند چون امروز جمهوری اسلامی توانسته نقشه‌هایشان را در لبنان و سوریه و عراق و... به هم بزند.
مقام معظم رهبری تصریح کردند: همه یقین داشته باشند که این بار هم آمریکا تودهنی خواهد خورد و از ملت ایران شکست خواهد خورد. رئیس‌جمهور آمریکا بلاهت نشان می‌دهد اما این موجب نشود از مکر آمریکا غافل شویم.

رهبر انقلاب گفتند: وابستگی سیاسی به برکت انقلاب از بین رفت اما رفع وابستگی‌های دیگر سخت است.

به گزارش ایسنا، رهبر انقلاب، صبح امروز در دیدار نخبگان جوان گفتند: عده‌ای از ۱۰۰ سال پیش می‌گفتند اگر می‌خواهید پیشرفت کنید باید بروید ذیل غرب و امروز هم تفاله‌های آن‌ها همین را ترویج می‌کنند. ۵۰ سال در دوره‌ی پهلوی ذیل غرب بودیم؛ چه پیشرفتی کردیم؟

آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: وابستگی سیاسی به برکت انقلاب از بین رفت اما رفع وابستگی‌های دیگر سخت است. وابستگی بیچارگی می‌آورد. یکی از عناصر اصلی نجات از وابستگی همین پیشرفت علمی است.

رهبر انقلاب گفتند: صنعت کشور دچار آفت مونتاژکاری است و این باعث عدم تحقق ارتباط صنعت و دانشگاه می‌شود. باید در یک بازه‌ی زمانی ۱۰ ساله، رویکرد صنعتی کشور از مونتاژ به نوآوری تغییر پیدا کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۱:۱۹
نادر حقانی




 

نماهنگی با صدای حامد زمانی برای شهدای مدافع حرم

 

 

حجم : ۱۲٫۴ مگابایت

 

 

از پیشانی شکسته ات فهمیدم  /  کوفیان برایت سنگِ تمام گذاشتند

 

منفیمثبت ( +66 مثبت , 74 رای)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ فروردين ۹۷ ، ۱۸:۵۹
نادر حقانی